ملك شاه حسين بن ملك غياث الدين / محمد بن شاه محمود سيستانى
21
احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى )
كىفشين بن « 1 » كيقباد و لهراسب پسر عم كيخسرو بود و كيخسرو بن سياوخش بن كيكاوس بن كيقباد بن اهوشنگ بن كىفشين بن كىابيكه بن كىمنوش بن نوذر بن منوش بن منوچهر بن نيروسنج بن ايرج بن فريدون الملك بن آبتين بن جمشيد - الملك بن و سحون جهان بن ينجهرى بن اوشهنج بن فرادك بن سيامك بن كيومرث بن سام بن نوح و از نسخ معتبره اين ترتيب [ 9 ش ] مشاهده شد . « 2 » اما در تاريخ جهانآرا كه مؤلف او قاضى احمد غفاريست ، نسب يعقوب را چنين نوشته كه يعقوب بن ليث بن سليمان بن ماهان 12 بن كيخسرو بن اردشير بن قباد بن خسرو پرويز و در اين صورت بهشت واسطه يعقوب به خسرو عجم ميرسد . و جمعى كه نسبت ايشان بملوك عجم صريح [ است ] دو طايفهاند : يكى ملوك سيستان و علو نسب و سموحسب ملوك سيستان « اظهر من الشمس » است و همين دولت آن طايفه را كافيست ، كه شيخ كهرزمى نظامى در صفت معراج و عروج سيد المرسلين بر معارج افلاك ميگويد : نظم نيمشبان كان ملك نيمروز * كرد روان مشعل گيتىفروز خود فلك از ديده غباريش كرد * زهره زر مشعله داريش كرد كرد رها در رحم كاينات * هفتخط و چار حدودش جهات روز شده با قدمش در وداع * زامدنش آمده شب در سماع ديدهء اغيار گران خواب گشت * كوسك در خواب عنان تاب گشت 13 با قفس قالب ازين دامگاه * مرغ دلش رفته به آرامگاه زهى دولت و سعادت ملك نيمروز كه او را با سگى از سگان آستان نبوت نسبت دهند چه جاى آنكه چون شيخ نظامى بزرگى جهت مناسبت لفظ شبان به حرف نيمروز مستمسك شده و خطاب به آفتاب آسمان نبوت به ملك نيمروز نموده با او خطاب مىكند بهرجهت فردفرد از ملكان نيمروز به اين اميد از غم دنيا و آخرت رستهاند و دل بر مغفرت الهى و شفاعت رسالتپناهى
--> ( 1 ) - در اصل : بشين . ( 2 ) - متن و حاشيهء تاريخ سيستان صفحات 200 و 201 و 202 .